کشف ذره پروتون قسمت دیگری از پژوهش ها رادرفورد پیرامون هستهی اتم به کشف ذرهی پروتون انجامید. زمانی وی هیدروژن تولیدشده در برخورد را کشف کرد، پژوهش ها پیرامون هستهی هیدروژن هم قوت گرفت. وی تصور میکرد که هستهی هیدروژن هم ذرهای حیاتی در عکس العمل به حساب میآید و میاقتدار آن را بهتیتر یک بلوک خالقی تمامیی هستههای اتمی در لحاظ معلم خصوصی فیزیک در تبریز گرفت.
پژوهش ها پیرامون ذرهی بنیادی تازه تا سال ۱۹۲۰ ادامه داشت و سبب به اسمگذاری آن شد. رادرفورد ذرهی نو را پروتون نامید. پایداری هستهی اتم، معنی دیگری بود که رادرفورد را به خویش درگیر می کرد. وی متوجه شد که درصورتیکه ذرهای خنثی در ساختار اتم وجود نداشته باشد، دفع پروتونهای با توشه مثبت سبب ساز به از هم پاشیده شدن هسته میگردد.
کشف ذره نوترون
در سال ۱۹۲۰، وی ذره تازه سوای توشه را بهاسم نوترون معرفی کرد. اسم نوترون از واژه و کلمهی Neutral یا این که خنثی برداشته شد. اوتو هان از پژوهشگران همبعد از ظهر رادرفورد درباره ی وی میگوید: وی شخصی رک و دور از شوخی محسوب می شد که نظراتش را به روشنی ذکر میکرد.
بهعلاوه رادرفورد توجه متعددی در اوضاع ظاهری خویش نداشت. انرژی بالا و پشتکار مستمر از سایر خصوصیتهای رادرفورد بود و بخش اعظمی از همکارانش در جریان پژوهش ها، با خستگی زیاد از وی عقب میماندند.
شوق و اشتیاق بالای رادرفورد و اقتدار وی روی همگی ما تأثیر میگذاشت. عمل کردن شبانه در آزمایشگاه در زمان وی تعجب آور خلا و حتی به روندی معمولی تبدیل شد. ارنست شخصی خنده رو و خندان بود که صدای خندههایش در تمامیی آزمایشگاه شنیده می شد.
معاش فردی ارنست رادرفورد
بابا فیزیک هستهای عالم خویش را وقف پژوهش ها علمی خویش کرد و در آن فرصت مجالی برای وصلت و تشکیل خانواده نیافت. او روزهای متمادی در آزمایشگاه خویش یا این که سرگرم بازرسی بر روی ذرات اتم و یا این که در هم اکنون کتابت کتاب و نوشتهی علمی بود. با گذر پیاپی روزها و هفته حتی یک توشه به خارج از آزمایشگاه پا نمیگذاشت و نورخورشید را نمیروئت کرد.
او در روزها اقامت در کریستچرچ با «ماری نیوتن»، دختر صاحب خانه خویش آشنا و پایبند عشق و علاقه وی شد. ارنست رادرفورد در فصلتابستان ۱۹۰۰ و دو سال بعد از رفتن به کانادا، به نیوزیلند رجوع تا با ماری جورجینا نیوتن وصلت نماید.
آنان یک فرزند بهاسم ایلین مری داشتند که در سال ۱۹۰۱ دیده به جهان گشود. دختر آنها در سال ۱۹۳۰ از جهان رفت و زوج رادرفورد سرپرستی نوههای خویش را بر ذمه گرفتند که همگی آن ها به فعالان دانشگاهی تبدیل شدند.
رادرفورد عادت داشت که روزمره به نیروی کار آزمایشگاهش طغیان نماید. وی شغلهای آنهارا بهتوجه تحت حیث میگرفت. گوش کردن به ایرادات کارکنان و همیاران و توصیه دادن برای بهبود مراحلهای تحقیقاتی هم در جریان به عبارتی بازدیدها اجرا میشد.
رادرفورد در عنوان کردن خطاها کارکنان بیپرده و رک بود. ازطرفی آنها از سخنهای وی غمگین نمیشدند، زیرا میدانستند که نظرها رادرفورد در مسیر توسعه مرزهای دانش میباشد. بهعلاوه این دانشمند تعالی احترام و امتیاز بالایی برای پژوهش ها همکارانش در آزمایشگاه قائل بود و امتیازهای موردنیاز را به آن ها میبخشید.
کشف ذره پروتون قسمت دیگری از پژوهش ها رادرفورد پیرامون هستهی اتم به کشف ذرهی پروتون انجامید. زمانی وی هیدروژن تولیدشده در برخورد را کشف کرد، پژوهش ها پیرامون هستهی هیدروژن هم قوت گرفت. وی تصور میکرد که هستهی هیدروژن هم ذرهای حیاتی در عکس العمل به حساب میآید و میاقتدار آن را بهتیتر یک بلوک خالقی تمامیی هستههای اتمی در لحاظ معلم خصوصی فیزیک در تبریز گرفت.
پژوهش ها پیرامون ذرهی بنیادی تازه تا سال ۱۹۲۰ ادامه داشت و سبب به اسمگذاری آن شد. رادرفورد ذرهی نو را پروتون نامید. پایداری هستهی اتم، معنی دیگری بود که رادرفورد را به خویش درگیر می کرد. وی متوجه شد که درصورتیکه ذرهای خنثی در ساختار اتم وجود نداشته باشد، دفع پروتونهای با توشه مثبت سبب ساز به از هم پاشیده شدن هسته میگردد.
کشف ذره نوترون
در سال ۱۹۲۰، وی ذره تازه سوای توشه را بهاسم نوترون معرفی کرد. اسم نوترون از واژه و کلمهی Neutral یا این که خنثی برداشته شد. اوتو هان از پژوهشگران همبعد از ظهر رادرفورد درباره ی وی میگوید: وی شخصی رک و دور از شوخی محسوب می شد که نظراتش را به روشنی ذکر میکرد.
بهعلاوه رادرفورد توجه متعددی در اوضاع ظاهری خویش نداشت. انرژی بالا و پشتکار مستمر از سایر خصوصیتهای رادرفورد بود و بخش اعظمی از همکارانش در جریان پژوهش ها، با خستگی زیاد از وی عقب میماندند.
شوق و اشتیاق بالای رادرفورد و اقتدار وی روی همگی ما تأثیر میگذاشت. عمل کردن شبانه در آزمایشگاه در زمان وی تعجب آور خلا و حتی به روندی معمولی تبدیل شد. ارنست شخصی خنده رو و خندان بود که صدای خندههایش در تمامیی آزمایشگاه شنیده می شد.
معاش فردی ارنست رادرفورد
بابا فیزیک هستهای عالم خویش را وقف پژوهش ها علمی خویش کرد و در آن فرصت مجالی برای وصلت و تشکیل خانواده نیافت. او روزهای متمادی در آزمایشگاه خویش یا این که سرگرم بازرسی بر روی ذرات اتم و یا این که در هم اکنون کتابت کتاب و نوشتهی علمی بود. با گذر پیاپی روزها و هفته حتی یک توشه به خارج از آزمایشگاه پا نمیگذاشت و نورخورشید را نمیروئت کرد.
او در روزها اقامت در کریستچرچ با «ماری نیوتن»، دختر صاحب خانه خویش آشنا و پایبند عشق و علاقه وی شد. ارنست رادرفورد در فصلتابستان ۱۹۰۰ و دو سال بعد از رفتن به کانادا، به نیوزیلند رجوع تا با ماری جورجینا نیوتن وصلت نماید.
آنان یک فرزند بهاسم ایلین مری داشتند که در سال ۱۹۰۱ دیده به جهان گشود. دختر آنها در سال ۱۹۳۰ از جهان رفت و زوج رادرفورد سرپرستی نوههای خویش را بر ذمه گرفتند که همگی آن ها به فعالان دانشگاهی تبدیل شدند.
رادرفورد عادت داشت که روزمره به نیروی کار آزمایشگاهش طغیان نماید. وی شغلهای آنهارا بهتوجه تحت حیث میگرفت. گوش کردن به ایرادات کارکنان و همیاران و توصیه دادن برای بهبود مراحلهای تحقیقاتی هم در جریان به عبارتی بازدیدها اجرا میشد.
رادرفورد در عنوان کردن خطاها کارکنان بیپرده و رک بود. ازطرفی آنها از سخنهای وی غمگین نمیشدند، زیرا میدانستند که نظرها رادرفورد در مسیر توسعه مرزهای دانش میباشد. بهعلاوه این دانشمند تعالی احترام و امتیاز بالایی برای پژوهش ها همکارانش در آزمایشگاه قائل بود و امتیازهای موردنیاز را به آن ها میبخشید.

از شکلی به صورت دیگر تبدیل میگردد